قهرمان ميرزا عين السلطنه

4921

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

آن‌كه دروغ مىگويند . اگر يك ضررى در قيمت و يك ضررى از بابت كوبيدن مجدد متحمل شوند همه‌كس خريدار است . اين برنجها همه مانده . برنج امسال هم حمل نشود كار مردم آن حدود و اين حدود مجاور خيلى خوب خواهد بود . ديگر برنج تمامى ندارد و ممكن است به هركجا بخواهند حمل شود . آقايان مالكين تنكابون هم « لوچه » هايشان آويزان است ، زيرا همه‌ساله اين موسم بادكوبه‌ايها مىآمدند پولها را پراكنده مىكردند و برنجها به قيمت اعلا نقد خريدارى مىشد . امسال براى همين غدغن نيامده‌اند و پول نيست برنجها مانده . شيخ مىگفت اوقات امير اسعد از اين بابت از همه‌چيز تلخ‌تر بود . امسال من مىبينم از كرج و دهات مجاور كرج كه هيچ سالى ديده نشده الاغ و آدم مىآيد مىرود تنكابون برنج حمل مىكند . لكن هنوز قيمت آن‌طور كه بايد تنزل كند نكرده . اينها هم كه مىآورند اغلب بلكه تمام برنج رعيت است . آن هم به پول نقد نيست . اغلب معاوضه با كشمش است ، با گردو است ، با پياز و نمك و اين قبيل متاع است . خداوند يك استعدادى يك قوتى به اراضى آن سمت داده كه محصولش تمامى ندارد و حال آن‌كه همه‌ساله يك زمين را كشت مىكنند . مسئله راه مملكت ما نه از حيث طبيعت راه دارد نه حيث صنعت . يك رودخانه كه قابل راندن كرجى هم باشد ندارد . يك كانال با يك وجب خط آهن هم نيست . اين برنج در ماوراى بحر خزر فاسد بشود ، پوسيده شود به ده فرسنگ با پنجاه فرسنگ آن سمت‌تر نمىشود حمل نمود . يا اگر حمل شود چندين مقابل قيمت كرايه برمىدارند ، همين‌طور در جاى ديگر غلات . يا بايد در تمام مملكت وسيع ما همه‌چيز به حد اعلى خوب باشد تا در رفاه باشند يا اگر نباشد هميشه يك نصف گرسنه بمانند . در حقيقت مملكت ايران ويران و خراب نداشتن راه است و بس . تا آن ساخته نشود هميشه يك سمت گرفتار تنگى و عسرت و گرسنگى هستند ، سمت ديگر از شدت فراوانى غله‌شان فاسد و خراب ، گرفتار شپشه ، به واسطهء عدم فروش آن براى ساير امتعه و چيزها در عسرت و تنگى . شايد در سيستان غله الان خروارى دو تومان باشد اما در فارس به يكصد تومان . سيستانى از عدم فروش بايد لخت و برهنه باشد فارسى براى يك تكه نان آه بكشد و جان بدهد . بيمارى - نبودن طبيب عصر جمعه 16 محرم ، 10 عقرب - دو روز است باران مىآيد . فى الجمله تسلى قلوب شد . من هيچ حال ندارم . گاهى تب دارم گاهى سرم به شدت درد مىكند . تا حركت